Monday, September 07, 2026

آریایی‌های ایران برتر

وارثان کاوی ویشتاسپ به دو شاخه تقسیم شدند. شاخه غالب، شاخه دآکوکو از ماد بود که بیشتر ایران را از اکباتان اداره می‌کرد. با این حال، شاخه بعدی هخامنش بر فارس و ایلام حکومت می‌کرد. آنها به زودی با مردم بابل لارک درگیر شدند، تا حدودی به این دلیل که آن مردمان و مردمان غرب آنها، بیگانگانی مانند مردوک، انلیل، ایشتار، نانار، یهوه و آشور را به عنوان خدایان می‌پرستیدند، برخلاف مردمان شرق ایران که از معلمان خردمندی مانند کونگ کیو و سیذارتا گوتاما پیروی می‌کردند که مانند زرتشت راه‌های زندگی درست و پرستش صحیح خدا را آموزش می‌دادند. کسانی که از آشور پیروی می‌کردند، خشن‌ترین بودند و هنگامی که کوروش فارس توسط شمشومکین علیه آشوربانیپال فراخوانده شد، مردم آشور به ایران حمله کردند. به زودی کوروش، اووخشاتارا از ماد و سایر ملت‌ها برای نابودی امپراتوری خشن آشور متحد شدند. وقتی اوستومگو حاکم ماد شد، اوضاع بدتر شد، زیرا او با مردم خود بی‌رحم و ظالم بود، آنقدر که مردمش از نوه‌اش، کوروش دوم فارس، دعوت کردند تا جای او را بگیرد. کوروش این پیشنهاد را پذیرفت، اما در صورت موفقیت، قول زندگی لوکس و بدون کار را داد و خیلی زود اوستومگو را برکنار و ایران را متحد کرد. با این حال، مشکلاتی از غرب وجود داشت و کوروش، کروسوس و یونانیان احمق را که از روی طمع ثروت و قدرت به آنجا حمله کرده بودند، شکست داد. مردم بابل مشکل‌ساز بودند، زیرا نبونید شیفته روش‌های نانار در مکه بود و به پسرش بلشاصر اجازه داد تا بابل را بد اداره کند و هر دو شیفته استثمار کسانی بودند که از یهوه پیروی می‌کردند. خیلی زود خشونت بابل آنقدر شدید شد که کوروش مجبور شد برای برقراری عدالت و صلح به آنجا حمله کند. بابل مانند بامیان به درون زمین دسترسی داشت و کوروش مطمئن شد که هر دو را کنترل می‌کند. او به کسانی که از یهوه پیروی می‌کردند اجازه داد تا در فلسطین ساکن شوند، با وجود اینکه آنها بومی حران و اور سومر بودند، زیرا راه و روش آنها شبیه به کسانی بود که از دین پاک زرتشت پیروی می‌کردند، اگرچه پرستش یهوه و سایر تفاوت‌ها آنها را از هم جدا می‌کرد. کمبوجیه، پسر کوروش، به زودی مصر را فتح کرد تا خشونت را در آنجا سرکوب کند و به زودی تمام سرزمین‌های مردوک، ایشتار و انلیل را تحت کنترل ایران درآورد. هنگامی که مغ سرکش، گوماتا، سعی کرد ایران را به دست بگیرد، داریوش آن را سرکوب کرد و کنترل تمام سرزمین‌های ایران را به دست گرفت. با این حال، یونانیان احمق، که پانتئون خدایان از جمله میترا را به عنوان آپولو می‌پرستیدند، ادامه دادند و هنگامی که سارد را به آتش کشیدند، دو قرن درگیری با ایران ایجاد کردند. وقتی آرتاوازدا به مقدونیه گریخت، از نفوذ خود برای معلمی اسکندر، پسر حاکم مقدونیه، استفاده کرد و از او به عنوان مهره‌ای در اختلاف خود با پسرعموهای هخامنشی‌اش استفاده کرد و اسکندر را فریب داد تا با کمک آرتاوازدا ایران را فتح کند. با این حال، اسکندر پیرو دوجنسگرای میترا و رکسانا بود، زن هخامنشی که اسکندر به زور گرفت و او را با استریکنین مسموم کرد. به زودی پسرعموهای پرنی هخامنشی کنترل سرزمین‌های ایران را به دست گرفتند و یونانیان احمق را از بین بردند، اما آنها مجبور بودند با رومی‌هایی که شرق مدیترانه را کنترل می‌کردند، همکاری کنند تا به قدرت آنها پایان دهند، با این حال، لارک، حران و سومر دوباره تحت کنترل ایرانیان قرار گرفتند. رومی‌ها گروهی از خدایان مشابه یونانیان احمق را می‌پرستیدند، اما آنها میترا را لوسیفر می‌نامیدند و درگیری بر سر اینکه چه کسی سرزمین‌های مردوک، ایشتار و انلیل را کنترل کند، ادامه یافت. تحت این شرایط، اوشِدَر ۱۰۰۰ سال پس از زرتشت به دنیا آمد.

No comments: