Sunday, September 13, 2026
از نقره تا پولاد: ایران
در دوران پادشاهی اردشیر، «تنسرِ» موبد کارِ گردآوری و ساماندهی زندگینامه و تمامی نوشتههای زرتشت را در قالب «اوستا» و به همراه تفسیر «زند» آغاز کرد. این اقدام با هدف مقابله مؤثرتر با تهدید پیروان مسیحیِ «یشوعا» (عیسی)، بازپسگیری سرزمینهای ازدسترفته و یاری رساندن به ایرانیانِ آریاییتبارِ ساکنِ خارج از مرزهای ایران برای پیوند دوباره با میراث خویش صورت گرفت. همانند دوران هخامنشیان و پارنیها (اشکانیان)، کانون اصلی مشکلات در غرب ایران قرار داشت، چرا که مردمانِ ساکنِ شرق و شمال، برای ایرانِ آریایی احترام قائل بودند. شاپور، پسر و جانشین اردشیر، با شدت و قاطعیت با تهدیدهای رومیان و پیروان آیین میترا در غرب مقابله کرد؛ او سرزمینهایی را از رومیان بازپس گرفت و ارتشهای سرداران رومی، یعنی «گوردیان»، «فیلیپ» و «والرین» را درهم کوبید. شاپور در امور مربوط به «آیین پاک زرتشت» از یاری «کرتیرِ» موبد بهره میبرد؛ کسی که با خشونت تمام با دشمنان این آیین پاک برخورد میکرد، خواه افرادی منحرف همچون «مانی» باشند و خواه پیروان میتراییِ یشوعا. پس از مرگ شاپور، میان وارثان او اختلافاتی درگرفت که رومیان از آن بهرهبرداری کردند؛ زمانی هم که «نرسی» به قدرت رسید، ارمنستان را به رومیان واگذار کرد. رومیان از این فرصت استفاده کردند و «گریگوری» از خاندان «سورن» — که خود از پیروان یشوعا بود — را به کار گرفتند تا ارمنیها را از آیین پاک زرتشت به مسیحیت بگروند. این کار با تبدیل معابد میترا به کلیساهای مسیحی انجام شد و بدین ترتیب، پیشینهای میترایی برای مسیحیت حفظ گردید. دوران پادشاهی شاپور دوم — دهمین فرمانروای ایران از خاندان ساسان — شاهد احیای قدرت ایران و شکوفایی دوباره آیین پاک زرتشت بود. شاپور سراسرِ نواحی جنوبی و غربی «سومر» را فتح کرد و منطقه «خلج فارس» را پدید آورد؛ همچنین هنگامی که تبهکارانِ اعزامی به مناطق شرقی و شمالی، اقتدار او را تهدید کردند، آن نواحی را نیز تحت کنترل خود درآورد. مهمترین رویداد، رویارویی با روم بود. زمانی که «ژولیان» با ارتشی بزرگ به ایران حمله کرد و آشکارا خود را پیرو آیین میترا خواند، شاپور آیین میترا را در تمامی اشکال آن در ایران ممنوع اعلام کرد و ژولیان را در «سامرا» به هلاکت رساند؛ او چنان شکستی بر رومیان تحمیل کرد که ایران موفق به بازپسگیری ارمنستان شد. با این حال، بازگرداندن مسیحیان ارمنستان به «ایمان ناب» دشوار بود؛ زیرا رومیان آشکارا مسیحیان را تحمل میکردند و آموزههای «یشوعا» (عیسی) در حال پیشی گرفتن از آیین «میترا» — که خود خاستگاه مسیحیت بود — و جایگزینی آن بود؛ وضعیتی که پناهگاهی برای ایرانیانِ پیروِ میترا و یشوعا فراهم میآورد. هنگامی که یزدگرد زمام امور ایران را به دست گرفت، همسرش «شوشاندخت» او را متقاعد کرد تا سرکوب پیروان یشوعا در داخل ایران را آغاز کند، اما در عین حال از اقامت پیروان «یهوه» در ایران بدون آزار و اذیت حمایت کرد، چرا که آیین آنان با «ایمان ناب» زرتشت شباهتهایی داشت. پسرش، بهرام پنجم، با رومیان صلح کرد؛ زیرا مجرمانی که از شرق و شمالِ ایران رانده شده بودند، برای ایران نیز مشکلاتی ایجاد میکردند — هرچند نه به شدتِ مشکلاتی که برای روم پدید میآوردند؛ چرا که آن مجرمان، موسوم به «هونها» و «گوتها»، ضمن استقرار در سراسر اروپا و حفظِ تغییریافته و تحریفشدۀ آداب و باورهای آریایی، بخش عمدهای از روم غربی را ویران میکردند. پس از بهرام پنجم، یزدگرد دوم به قدرت رسید و پیروان یشوعا را در نبرد «آوارایر» در ارمنستان سرکوب کرد؛ اما جانشین او، «پیروز»، به پیروان یشوعا اجازه داد در ایران بمانند، زیرا شمار آنان اندک بود و تهدیدی محسوب نمیشدند. با این حال، مجرمانِ «هونِ شیونگنو» که از ایران رانده شده بودند، دیری نپایید که از شمال شرقی حمله کردند و پیروز را به قتل رساندند. این رویداد به کشمکش بر سر قدرت انجامید که در نهایت «قباد» به عنوان حاکم ایران برآمد و ایران را به سوی «عصر پولادین» بازسازی کرد.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment