Wednesday, September 16, 2026
اقدام «آریان استیل» (پادشاهی ایران) علیه پیامبران دروغین
«قباد» در بازسازی ایران پس از شکست «پیروز» (پیروز یکم) بسیار کارآمد عمل کرد. او با مهار «موبد» (روحانی زرتشتی) سرکش، یعنی «مزدک»، بر تقویت داخلی ایران تمرکز کرد. پس از تثبیت اوضاع داخلی، او توجه خود را به «هیونها» (هونها) و دیگر گروههای تبهکار تورانی که ایران را تهدید میکردند معطوف ساخت و بار دیگر آنها را تحت کنترل درآورد. این کار با سهولت انجام شد، زیرا هونها، گوتها و سایر گروههای تبهکاری که پیشتر از ایران رانده شده بودند، در آن زمان امپراتوری روم و قلمروهای غربی آن را در هم شکسته بودند. تنها تهدید باقیمانده، امپراتوری روم شرقی (بیزانس) بود که تحت لوای پیروان «یشوعا» (عیسی) و نشان «عقاب دو سر انلیل» متحد شده بود؛ تهدیدی که «خسرو» (خسرو انوشیروان)، پسر و جانشین قباد، میبایست آن را مهار کرده و بیزانسیها را وادار به پرداخت خراج به خود میکرد. از آن مهمتر، خسرو با تورانیان متحد شد و با توسل به زور، گروههای تبهکاری را که پیشتر پیروز را شکست داده بودند سرکوب کرد؛ اقدامی که البته منجر به جابجایی و رانده شدن «خزرها» گردید. همچنین در همان سالی که محمد متولد شد، خسرو تحت شرایطی خاص، سرزمین عربستان را فتح کرد.
محمد نیز همچون زرتشت و یشوعا، از قبیله هاشمی و از مادری باکره زاده شد. او که بیسواد بود، برای مکتوب کردن آنچه «وحیهای نانار» (که خود آن را «الله» مینامید) میخواند، به دوستان و خانوادهاش متکی بود و تحت حمایت عمویش، ابوطالب، قرار داشت. او همچنین با ادعای برخورداری از قدرت مکاشفه و بینش غیبی، مدعی سفر به اورشلیم و فلسطین برای دیدار با پیامبران «یهوه» شد، در حالی که آیین نمازهای روزانه خود را بر پایه آموزههای زرتشت بنا نهاده بود. عامل اصلی گرایش گسترده مردم عربستان به محمد، سرگرم بودن «خسرو دوم» به تهاجم و فتح بیزانس و بازپسگیری سرزمینهایی بود که پیشتر در قلمرو «کمبوجیه» و «داریوش» قرار داشتند؛ مناطقی که حتی پیروان یهوه نیز در آنجا، او را به عنوان منجی خود در برابر پیروان منحط یشوعا و میترا (که بر بیزانس مسلط بودند) پذیرا شدند.
در حالی که خسرو دوم سرگرم بازسازی ایران بود، محمد به تحکیم قدرت خود در حجاز پرداخت و مناطقی را که زمانی تحت کنترل «نبونید» بود تصرف کرد؛ او سرانجام کعبهی متعلق به دوران نبونید در مکه را به تصرف درآورد و آن را به پایگاه اصلی عبادت و عملیات خود تبدیل نمود. همزمان با تحکیم قدرت محمد بر حجاز و عربستان، بیزانسیها با خزرها علیه ایران متحد شدند و از شمال به ایران یورش بردند؛ این امر خسرو دوم را ناچار کرد برای دفاع از ایران، از دستاوردهای خود در برابر بیزانس دست بکشد، حال آنکه بسیاری از ایرانیان در اروپا و قلمرو بیزانس گرفتار شده بودند. بیزانسیها در نینوا به خسرو دوم حمله کرده و او را شکست دادند؛ در پی این شکست، پسرش قباد دوم — که مادرش از خاندان حاکم بیزانس بود — فرمان قتل پدر را صادر کرد، قدرت را در ایران به دست گرفت و صلحی بدون پیروز با بیزانس برقرار کرد. در جریان این نبرد، محمد با بهرهگیری از نوعی مکاشفه و با خبررسانی درباره قتل خسرو دوم، ایرانیانِ حاکم بر عربستان را فریب داد و کنترل آن منطقه را از دست قباد دوم خارج کرد. چنین وقایعی در پی شکست نظامی، بیثباتی به بار آورد و قباد دوم نیز اندکی بعد مسموم و کشته شد که خود به بیثباتی بیشتر دامن زد. در همان هفتهای که محمد در حجاز درگذشت، یزدگرد سوم به پادشاهی ایران رسید؛ شایعاتی نیز وجود داشت مبنی بر اینکه محمد همان «اوشیدر» یا «سوشیانت» موعود است، اما موبدان و پیروان راستین آیین زرتشت به دلیل زمان تولد محمد و این واقعیت که او هرگز از عربستان خارج نشده بود، نادرستی این ادعا را میدانستند. با این حال، بستر درگیریهای آتی فراهم شده بود و طولی نکشید که این منازعات، ایران و آیین پاک زرتشت را هدف قرار داد.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment